رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

نفس مامان و بابا

مسافرت

سلام پسر قشنگم. من فعلا کار و گذاشتم کنار .تا یه کاری پیدا کنم که زیاد از شما دور نباشم. به صورت خیلی غافلگیر کننده اومدیم شمال پیش مامان منیر و بابا فریدون .خیلی بهمون خوش گذشت .مامانی و بابای هم خیلی خوشحال شدن.دوشنبه اومدیم 5 شنبه هم برگشتیم. خوب بود یه آب و هوایی عوض کردیم. دوست دارم پسر شیرینم ...
6 شهريور 1391

اولین مطلب

سلام  پسر گلم. امروز  29 مرداد مصادف با عید فطر برای اولین بار دارم برات  وبلاگ درست کردم. همیشه دوست داشتم برات بدرستم اما تنبلی میکردم. :D خیلی حرفا هست که باید بگم اما از امروز که 11 ماهت تموم شده میخوام همیشه برات بنویسم. ایشالا. رادین جونم من و بابایی خیلی دوست داریم. هر کاری برات میکنیم که تو همیشه شاد و سلامت باشی. من تازه کار پیدا کردم. میخوام شمارو بزارم مهد کودک . اصلا دلم نمیاد تنهات بزارم اما خوب مجبورم دیگه. اما تو قول بده به مامانی که مواظب خودت باشی. شما خیلی شیطونی. کارای خطرناکم میکنی اما مواظب خودت باش. یه مهد خوب برات پیدا میکنم. ...
29 مرداد 1391